تبليغاتX
چسب

چسب

 

چند وقتی بود که خدا را فراموش کرده بودم. شاید عامل تمام بدبیاری ها و شکست هایم، تکتازی و تکروی هایم بوده. یادم نبود که او هم هست. یادم نبود که او در اوج تنهایی هایم پشتیبانم بود. امروز این را فهمیدم.

تا خدا را دارم هیچ موج منفی مرا مغلوب نخواهد کرد. امواجی مثبت به عالم خواهم فرستاد.

و ایمان می آورم به آغاز فصل سبز و بهاری دوباره در زندگی. 

خدا....

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 12:55  توسط چسب  | 

 

مادر، تا آخر عمر نوکرتم...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 8:25  توسط چسب  | 

 

خدايا، من چه گناهي در درگاه تو کردم که همش بدي مي بينم؟؟؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 8:10  توسط چسب  | 

 

* اي جناب مسئولي که سهميه بنزين خودروهاي خارجي را آزاد کردي بدان و آگاه باش، آن کسي که ماشين خارجي سوار مي شود کارخانه دار يا مغازه دار  ثروتمندي است که اگر قرار باشد بنزين آزاد بزند پولش را از همين مردم بيچاره مي گيرد. کارمندان و کارگران چنين ماشين هايي سوار نمي شوند. اين کار تُف سربالايي است که در نهايت به صورت همان مردم بدبخت و بيچاره مي افتد.

** چاي، شکر و ماکاروني هم گران شد. صلوات...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 10:21  توسط چسب  | 

 

روزی از روز ها يکي از کارشناسان بهداشت مسئول آمارگيري سلامت از يکي از روستاهاي دور افتاده شد.

 

روز آمار گيري به در هر خانه اي که می رفت ساکنان خانه در جواب سوال "آيا اعضاي اين خانه بيماري خاصي دارند؟"، در حالي که مدام در حال خاريدن دست، صورت و بدن خود بودند مي گفتند:  نه.

 

تنها اعضاي يکي از خانه ها اذعان کردند که به بيماري خارش مبتلا هستند.

 

در پايان کارشناس داستان ما گزارشي به اين مضمون نوشت : "تمامي اهالی این روستا  سالم و فقط  ساکنان يکي از خانه ها به بيماري راستگويی مبتلا هستند".

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 10:42  توسط چسب  | 

حساسيت خودرو به بستني وانيلي

 

* بخش پونتياك شركت خودروسازي جنرال موتورز شكايتي را از يك مشتري با اين مضمون دريافت كرد:

اين دومين باري است كه برايتان مي نويسم و براي اين كه بار قبل پاسخي نداده ايد، گلايه اي ندارم ؛ چراكه موضوع از نظر من نيز احمقانه است! به هر حال ، موضوع اين است كه طبق يك رسم قديمي ، خانواده ما عادت دارد هر شب پس از شام به عنوان دسر بستني بخورد. سالهاست كه ما پس از شام راي گيري مي كنيم و براساس اكثريت آرا، نوع بستني  انتخاب و خريداري مي شود. اين را هم بايد بگويم كه من به تازگي يك خودروي شورولت پونتياك  خريده ام و با خريد اين خودرو، رفت و آمدم به فروشگاه براي تهيه بستني دچار مشكل شده است.

لطفا دقت بفرماييد! هر دفعه كه براي خريد بستني وانيلي به مغازه مي روم و به خودرو بازمي گردم ، ماشين روشن نمي شود؛ اما هر بستني ديگري كه بخرم ، چنين مشكلي نخواهم داشت. خواهش مي كنم درك كنيد كه اين مساله براي من بسيار جدي و دردسرآفرين است و من هرگز قصد شوخي با شما را ندارم. مي خواهم بپرسم چطور مي شود پونتياك من وقتي بستني وانيلي مي خرم ، روشن نمي شود؛ اما با هر بستني ديگري راحت استارت مي خورد؟

 

** مدير شركت به نامه دريافتي از اين مشتري عجيب ، با شك و ترديد برخورد كرد؛ اما از روي وظيفه و تعهد، يك مهندس را مامور بررسي مساله كرد. مهندس خبره شركت ، شب هنگام پس از شام با مشتري قرار گذاشت. آن دو به اتفاق به بستني فروشي رفتند. آن شب نوبت بستني وانيلي بود. پس از خريد بستني ، همان طور كه در نامه شرح داده شد، ماشين روشن نشد!مهندس جوان و جوياي راه حل ، 3 شب پياپي ديگر نيز با صاحب خودرو وعده كرد. يك شب نوبت بستني شكلاتي بود، ماشين روشن شد. شب بعد بستني توت فرنگي و خودرو براحتي استارت خورد. شب سوم دوباره نوبت بستني وانيلي شد و باز ماشين روشن نشد!

نماينده شركت به جاي اين كه به فكر يافتن دليل حساسيت داشتن خودرو به بستني وانيلي باشد، تلاش كرد با موضوع منطقي و متفكرانه برخورد كند. او مشاهداتي را از لحظه ترك منزل مشتري تا خريدن بستني و بازگشت به ماشين و استارت زدن براي انواع بستني ثبت كرد. اين مشاهده و ثبت اتفاق ها و مدت زمان آنها، نكته جالبي را به او نشان داد: بستني وانيلي پرطرفدار و پرفروش است و نزديك در مغازه در قفسه ها چيده مي شود؛ اما ديگر بستني ها داخل مغازه و دورتر از در قرار مي گيرند. پس مدت زمان خروج از خودرو تا خريد بستني و برگشتن و استارت زدن براي بستني وانيلي كمتر از ديگر بستني هاست.

اين مدت زمان مهندس را به تحليل علمي موضوع راهنمايي كرد و او دريافت پديده اي به نام قفل بخار(Vapor Lock) باعث بروز اين مشكل مي شود. روشن شدن خيلي زود خودرو پس از خاموش شدن ، به دليل تراكم بخار در موتور و پيستون ها مساله اصلي شركت  پونتياك و مشتري بود.

 

*** مشتريان ما به زبانهاي مختلفي سخن مي گويند. ايشان از ادبيات متفاوتي براي كلام گفتن بهره مي گيرند. اگر حرف مشتري را خوب گوش كنيم ، مي توانيم با توجه به لحن گفتار ايشان درك فراتري از آنچه مي خواهند به گوش ما برسانند، داشته باشيم.

آيا همه حرفهاي مشتريان ما بايد منطقي ، اصولي و مرتبط با موضوع باشد؟ اگر مشتري چيزي مي گويد كه به نظر مسخره و بي ربط است ، يا شكايتي عجيب را طرح مي كند، چگونه برخوردي شايسته اوست؟

يك اتفاق نادر براي يك مشتري و پيام بظاهر احمقانه او مي تواند روشنگر مسير بهترين و زبده ترين مهندسان جنرال موتورز باشد. مثال ساده اي كه نقل شد، تاكيد بر اين موضوع دارد كه مشتري بهترين راهنما و كمك ما در بهتر شدن محصول و خدمات شرکت ماست. اگر در پي نوآوري هستيم ، بايد به طور جدي سازوكار «خوب گوش دادن» و «شنيدن» صداي مشتري را طراحي كنيم. شما مشتريان خود را مي شناسيد؟ صدايشان به گوشتان مي رسد؟

 

بي ربط و با ربط، حرف مشتري گوهر است. (چیزی که در ایران ما اصلن اهمیت ندارد)

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 10:5  توسط چسب  | 

 

این عکس واقعن من را تکان داد. شما چی ؟؟؟؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 15:59  توسط چسب  | 

 

فردوسی بزرگ

گاهی با خود می اندیشم که تو با این همه نا ملایمات رنج ها و سختی ها چگونه عاشق ایران بودی؟

و می بینم که صدها سال پس از خاموشی هنوز کلام و شعرت را وطن پرستان زمزمه می کنند.

از خدا می خواهم که ذره ای از این حس تو را نیز در من قرار دهد تا نگذارم ایران ویران شود.

نامت بلند باد فردوسی ای بزرگ مرد تاریخ.

نامت بلند باد ایران ای سرزمین اهورایی.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 11:17  توسط چسب  | 

 

بچه که بودم آرزو داشتم یک روزی آنقدر پولدار شوم که بتوانم سر سفره صبحانه ام خاویار بگذارم.

امروز باید آرزو کنم که آنقدر پولدار باشم که بتوانم هفته ای یک بار برنج ایرانی بخورم.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 8:23  توسط چسب  | 

 

سخنگوی دولت: از ما می خواهند به جاي حل مشكلا‌ت جهانی به فكر گوجه فرنگي مردم باشيم.

روزنامه آفتاب یزد به تاریخ ۱۴/۲/۱۳۸۷ لینک مطلب

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:44  توسط چسب  |